تبليغاتX

ارواح-ماورالطبیعه-جنیان

 5 روش برای ارتباط با ارواح

1-ميز و فنجان 2- ميز و عقربه 3- تماس بوسيله كتابت 4- تماس در حال خلسه 5- تجسد روحي



1- ميزي انتخاب مي شود كه حروف الفباء و اعداد به شكل دايره دراطراف آن نوشته شده و نيز دو كلمه بله و خير در آن آمده . حاضران از زن و مرد در اطراف ميز گرد مي نشينند و كف دستهاي خود را وصل بهم روي ميز قرار مي دهند و يك فنجان هم روي ميز مي گذارند . حاضران با خلوص نيت به ذكر دعا و نياز مي پردازند در اين وقت فنجان هم در حالي كه وارونه شده در مركز ميز قرار مي گيرد در آن حال دو يا سه نفر از حاضران انگشت سبابه خود را در گودي به فنجان مي گذراند بطوري كه لمس شود و شرط اين است كه انگشت خود را فشار ندهند و يا حركات ارادي بر فنجان دارد نسازند و بهتر است براي رفع شبهه چشمان خود را به بند ند. پس از اين مقدمات از روح نام او را مي پرسند فنجان به طرف حروفي حركت مي كند كه نام روح از آنها تركيب يافته مثلا اگر اسمش رضا باشد فنجان بطرف ر مي رود و به مركز ميز بر مي گردد و دوباره بطرف حرف ( ض ) ميرود بهمين ترتيب حروف الف را نشان داري مي نمايد . و انگشتان حاضران روي قسمت گودي ظرف قرار دارد و در همين حال يكي از حاضران حروف مختلفي را كه پي در پي بوسيله فنجان مشخص مي شود يادداشت مي كنند و از آن كلمات و بعد جمله ها تشكيل مي شود و سوال ادامه مي يابد در اينجا اكتو پلاسم از سر انگشتان نزديك فنجان نشات مي گيرد و روحي كه مايل به تماس گرفتن است مي تواند از طريق تماس انگشتان فنجان را به حركت در آورد.

2- ميز و عقربه - مي توان در وسط ميزي عقربه اي شبيه به عقربه ساعت نصب كرد و بطوري آن را قرار داد كه به آساني بچرخد ... اين عقربه را هيچيك از حاضران نبايد لمس كند و البته در اطراف ميز حروف و اعداد نيز نوشته شده كه عقربه در برابر هر يك قرار مي گيرد وخود روح هم مي تواند براي تشكيل كلمه و جمله عقربه را بچرخاند.

3- تماس بوسيله نوشتن - به اين معني كه مديوم قلمي بدست مي گيرد بطريقي كه مي خواهد چيزي بنويسد در اينجا يك دوربين به كار مي افتد و حركت دست او را تعقيب مي كند لحظه اي بعد دست مديوم (واسطه) كه قلم را در دست دارد به حركت مي آيد و بدون دخالت يا تمايل او با سرعت چيزهائي را كه لازم است و مورد سوال مي باشد مي نويسد. اين در واقع دست روح است كه به مديوم تسلط دارد حتي گاهي نگارش به زباني نوشته مي شود كه مديوم آنرا نمي داند. در اينجا هم جريان به صورت سوال و جواب اولي شفاهي دومي كتبي انجام مي گيرد.

4- در حال خلسه (غش) - در اين حال و سيط (مديوم) دچار حالت مخصوصي مي گردد مانند غش و از خود بيخود شدن وبيهوشي ... كه شباهت به خواب مغناطيسي دارد و او را از اين حالت حتي بزور و عنف هم نمي توان خارج ساخت.
در اين وضع روحي كه خواهان ارتباط و احضار است بطور موقت به بدن مديوم وارد مي شود و اين روح از دستگاه صوتي مديوم استفاده مي كند و به زبان او سخن مي گويد و حاضران سخنانش را مي شنوند. براي دست يابي به چنين حالتي حضار در يك اطاق در بسته مجهز به چراغهائي كه يكي نور سفيد و ديگري قرمز دارد جمع مي شوند در حالي كه در قسمتي تاريك موسيقي نواخته مي شود تا مديوم به (بيخودي) فرو رود. وقتي روحي كه بر مديوم مسلط شده به زبان و با دهان او به سخن مي آيد آهنگ موسيقي را متوقف مي كنند و چراغ روشن مي شود. حاضران خاموش مي مانند و وقتي روح اطاق را ترك مي كنند بايد چراغ سفيد روشن شود. شركت كنندگان در سكوت كامل مي مانند تا بدون دخالت آنها مديوم بهوش بيايد و به حال عادي باز گردد در اين حالت مديوم مي تواند به زبان هاي مختلف تكلم كند و در سخنانش و يا نوشته هايش - آثار ادبي مهم و اصطلاحات ارزنده علمي مي آيد در حالي كه ممكن است اصولا سواد نداشته باشد. در مورد بيماران اصطلاحات مخصوص پزشك را بكار مي برد و قادر است به علاج روحي مريضي كه در جلسه حضور دارد يا غايب است بپردازد.
اين نوع تماس از بهترين انواع آن است زيرا روح بعد از بيهوشي مد يوم بوسيله اكتو پلاسم يك ( ماسك ) در صورتش و بخصوص در نواحي دهان ماديش پديدار مي شود و آنرا مي پو شاند و( ارتعاش صوتي) در اين قسمت موجب مي شود كه صدايش به گوش حاضران برسد.
5- تجسد كامل
در اين وضع پس از بيهوشي ( حالت خلسه ) مد يوم و انتشار اكتو پلاسم كافي از او روح مي تواند تجسد يابد يعني شكل بگيرد در ست مانند بدن انسان اين روحتجسد يافته كه تصور ميكردد لباس به تن دارد در كنار حاضران مي نشيندوبا آنها جگفتگو مي پردازد. درست مثل انسان زنده يا كسي كه مجددا به دنيا آمده وفتي نيروي اوكاهش مي يابد جسمش بتدريج به تحليل مي رود تا مخفي شود. اگر يكي از حاضران دست اين روح را بدست گيرد كم كم ذوب مي شود تا انيكه بكلي نا پديد گردد.

 

|+| نوشته شده توسط ارشک در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 15:2 |
 

 

اینم یکی از اشناهای اجنه دوست عزیزمه که خودش این روزا زیاد اپ نمیکنه امتحان داره

|+| نوشته شده توسط ارشک در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 15:5 |
 زنگ تفریح

سلام دوست عزيزم.ايندفعه به كمك دوستم اجنه اومدم يه داستان توپ(البته داستان كه نه بلكه حقيقت) رو واستون اپ كنم.

اين چيزي كه ميخوام بگم واسه من اتفاق نيافتاده بلكه واسه مامانم وقتي كوچيك بوده اتفاق افتاده.

مامانم ميگه وقتي كه خيلي كوچيك بوده يه مدت خونه ي عموي خدابيامرزش بودن .خونشون هم يه حياط درندشت و خوف داشته.مامانم ميگه يه روز كه با مامانم (مامان بزرگه من) توي يه اتاق به قول خودش صندوقخونه نشسته بودن مامانم رو پاي مامان بزرگم بوده.يه پنجره ي تقريبا بزرگ هم تو اتاق بوده كه راحت ميشده نشسته حياط رو نظاره كرد. همينطور كه مامان بزرگم در حال خوابوندن مامانم بوده يه چيز شبيه ميمون پشتشيشه مي چسبه  و به شبشه فشار مياره  تا بيادش تو.مامان بزرگم هم سريع مامانم رو بلند ميكنه با فرياد اتاق رو ترك ميكنه و عموي مامانم و صدا ميكنه اما همينكه مجدد به اتاق بر ميگردن هيچي نميبين اما دقيقا اثر دستهاي اون جسم پشت شيشه باقي مونده بوده.........

 

به نظر شما اون موجود چي ميتونه بوده باشه؟

اجنه بهم ميگه ارشك تو دروغ ميگي اما صحت اين گفته بر مي گرده به مامانم كه محاله دروغ گفته باشه.

 

 

|+| نوشته شده توسط ارشک در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 11:30 |
 پديدهي تجسد ارواح
روح‌شناسان، در اوايل قرن 19 با رسيدن گزارشاتي درمورد تجسد يافتن ارواح در مكان‌هايي خاص، مانند خانه‌هايي كه بروي قبرستان‌هاي قديمي ساخته مي‌شد و يا خانه‌اي كه در آن قتل‌هاي مرموزي رخ داده بود و يا حتي در مكان‌هاي مقدس به صرافت تحقيق درمورد درستي يا كذب وقوع اين اتفاقات برآمدند. و البته يكي از مراحل تحقيق آنها مربوط به جلسات ارواحي مي‌شد كه گردانندگان آن جلسات مدعي حضور و گاه تجسد ارواح بودند. روح‌شناسان اين مدعيان را با دقتي بالا مورد آزمايش قرار دادند و ادعاي اغلب آنها را كذب محض دانستند.اما در ميان آنها متوجه كساني شدند كه در واقع مي‌توانستند با ارواح ارتباط برقرار كنند.‌‌‌
‌‌نتايج تحقيقات روح‌شناسان از اين جهت قابل توجه و بررسي است كه آنها توانستند ضمن آشكارسازي ادعاي واقعي از دروغين مدعيان ارتباط و رؤيت ارواح,به دست آوردن شواهد و مستندات قوي و موثق, حقيقت وجود ارواح و زندگي پس از مرگ در جهان‌هاي ارواح و هم‌چنين امكان وقوع تجليات ارواح در دنياي مادي را به عموم مردم و شكاكان به اثبات رسانند. 

به‌طور معمول، روح مردگان، وجودهايي هستند غير قابل رويت زيرا هنگامي‌كه روح، كالبد جسماني را در زمان مرگ ترك مي‌كند، ارتعاشات كالبد روحي‌اش به گونه‌اي‌ست كه ديگر براي چشمان مادي قابل رويت نيست. كالبدي كه روح بعد مرگ در آن قرار دارد، سرعت فركانس امواجش بسيار بالاتر از فركانس‌هايي است كه چشمان مادي قادر به رويت آن باشند. چشم‌هاي مادي تنها قادر به ديدن فركانس‌هاي مابين مادون قرمز و مافوق بنفش است و فركانس‌هاي پايين و بالاتر از اين حدود برايش درك نشدني­اند.
‌‌‌به‌همين دليل وقتي اتفاقي غير از اين روي مي­دهد باعث وحشت مي­شود. ديده شدن ارواح با وجود آن‌كه امري غيرمعمول به‌نظر مي­رسد، اما بدليل شدت و تعداد وقوع و امكان ايجاد آن بصورت كنترل شده، مورد توجه روح‌شناسان قرار گرفت.
در اوايل قرن 19 وقتي روح‌شناسان با اين امر عجيب روبرو شدند، در ابتدا با نگاهي محتاط و شكاكانه به اين پديده پرداختند اما هنگامي‌كه براي خودشان به اثبات رسيد، سعي كردند كه با تكرار آزمايشات هم به رموز و ناديده­هاي اين پديده پي ببرند و هم اين‌كه با بدست آوردن شواهد و مستندات قوي و موثق آنرا به عموم مردم و شكاكان به وجود ارواح و ظهور آنها، به اشكال گوناگون به اثبات برسانند.
روح‌شناسان پي بردند كه ارواح به دو شكل قابل ديدن مي­شوند؛ يكي در شرايطي مثل خواب آلودگي (ابتداي خوابيدن)، در هنگام رؤيا و يا غم و اندوه زياد در اثر دلتنگي نسبت به فردي كه مرده است و يا به دليل داشتن استعداد باطني براي ديدن موجودات نامرئي رخ مي‌دهد و شكل دوم، به‌دليل تغييري كه در فركانس امواج ارواح روي مي‌دهد. اين تغيير فركانس به نحوي است كه ارواح براي افراد مختلف قابل رويت مي‌شوند.
‌‌‌در اين مقاله به معرفي نوع دوم ديده شدن ارواح كه به تجسد ارواح شهرت دارد مي‌پردازيم.
‌‌تجسد عبارت است از قابل مشاهده شدن و جسميت يافتن ارواح به اشكال گوناگون. ارواح تنها به شكل زمان حيات خود ديده نمي‌شوند بلكه شكل هاي ديگري نيز به خود مي گيرند. از اشكالي كه ارواح در حالت تجسد به خود مي‌گيرند مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
1- صورت و شكل ديگري غير از آنچه در زمان حيات داشته‌اند به گونه‌اي كه دوست دارند به آن شكل ديده شوند (اين مورد از مواردي است كه ارواح شيطاني از آن بسيار سوء استفاده مي‌كنند و شكل اشخاصي را به خود مي‌گيرند كه در نظر بيننده روحي معتبر و قابل اعتماد است. البته ارواح شيطاني و حتي روح شيطان قادر نيست چهره شخصيت‌هاي خاص معنوي را بر خود بگذارند و در اين كار كاملاً ناتوان‌اند). مثلاً گاه ديده شده كه ارواح براي خود بال مي‌گذارند. روحي در جواب اين سؤال كه آيا ارواحي كه با بال ظاهر مي‌شوند واقعاً داراي بال هستند يا اين‌كه بال‌هاي آنها جنبه سمبوليك دارند پاسخ داد كه ارواح بال ندارند، نيازي هم به داشتن آن ندارند زيرا آنها چون روح هستند مي‌توانند به همه جا بروند و اگر به اين صورت ظاهر مي‌شوند فقط براي اين است كه اشخاص مرتبط با ارواح را تحت تأثير قرار دهند. بعضي از ارواح با لباس‌هاي عادي و بعضي ديگر با رداي سفيد پرده مانند ظاهر مي‌شوند و اين حالت بستگي به ميزان تكامل هر يك از آن ارواح دارد.
2-  به حالت ابرهاي متراكم يا غير متراكم
3-  اجسام و گوي‌هاي نوراني

‌‌‌هنگامي‌كه ارواح خود را به شكل زمان حيات ماديشان يا غير آن درمي‌آورند غالباً تجسدشان ناقص است و قسمت‌هايي از بدن را شكل نمي‌دهند و اين امر گاه به دليل نداشتن سيال1 نيمه مادي كافي براي جسميت دادن تمام قسمت‌هاست و قسمت‌هاي شكل نگرفته را با پارچه‌اي كه خود شكل مي‌دهند مي‌پوشانند. مدت ماندگاري اين اشكال گاه بسيار كوتاه است و در برخي موارد نيز كاملاً هميشگي‌اند.
‌‌‌«ويليام كروكس» محقق در زمينه علم روح شناسي كه  با مديومي به نام «فلورانس كوك» همكاري داشت، در يكي از جلسات ارتباط روحي به همراه کوک توانست بخشي از تجسد «كاتي كينگ»، روحي كه به مدت سه سال در جلسات كوك تجسد يافته بود را نزد خود نگه دارد. كروكس خود با غم و اندوه بعد از رفتن هميشگي كينگ چنين مي‌نويسد:« يك حلقه از موهاي سر كاتي كينگ كه خودش اجازه داده بود از ميان گيسوان پرپشت او قيچي كنم اكنون جلوي چشمان من است، موهايي بلوطي.»
‌‌‌گاهي ديده شده كه جسم تشكيل شده غير قابل لمس است و گاه همانند اجسام مادي قابل لمس. غير قابل لمس بودن جسم تشكيل شده به اين معني است كه مي توان دست را از ميان جسم شكل گرفته عبور داد. قابل لمس بودن روح تجسد يافته نيز به اين معناست كه انگار روح داراي گوشت و پوست است. برخي اوقات وقتي محققين با ارواح تجسد يافته دست مي‌دادند كاملاً دست دادن به يك فرد زنده را احساس مي‌كردند، يعني حتي گرماي دست طبيعي بوده است اما گاهي حس دست دادن مثل اين بوده كه دست خود را ازميان آبی سرد عبور داده‌اند.

‌‌‌«آلان كاردك» محقق بزرگ علم روح شناسي در يكي از جلسات ارتباط با ارواح از روحي چنين سؤال ‌کرد: «آيا ارواحي كه ظاهر مي‌شوند هميشه غير قابل لمس هستند؟» روح احضار شده پاسخ داد:« بله … در حال عادي و معمولي غيرقابل لمس كردن هستند ولي مي‌توانند به شخص حالت و تأثیر همانند احساس لمس كردن را بدهند و اين اثر را در فكر او باقي گذارند. حتي در بعضي موارد هم يك لحظه ملموس شده و شخص احساس مي‌كند كه او يك موجود مادي است ».

چگونه ارواح تجسد مي‌يابند؟
‌‌‌در ارتباط با چگونگي تجسد ارواح دو نظريه وجود دارد؛ يكي نظر «گابريل دلان» است در كتاب خود «عود ارواح» مي‌نويسد:‌‌ « اگر روحي قادر است كالبد جسماني خود را همان‌طور كه در زمان حياتش بوده، تشكيل بدهد، مسلم بايد داراي كالبدي غيرجسماني (اثيري) باشد كه نقش اسكلت كالبد جسماني را در خود داشته باشد. در اين صورت هر وقت روح ماده‌اي بنام اكتوپلاسم را كه از مديوم خارج مي­شود را به‌دست آورد و جذب کند، مي‌تواند و طرح اسكلت كالبد جسماني خود را به‌وسيله پر كند و درواقع به خود جسميت بخشد.
‌‌‌نظريه دوم مربوط به آلان كاردك است. او در يكي از جلسات روحي از روح حاضر شده سؤال ‌کرد كه روح چگونه مي‌تواند خودش را مرئي كند؟ روح جواب داد: «ارواح به‌وسيله اراده خود تغييراتي در جسم اثيري (اختري) خويش مي‌دهند يعني سرعت امواج اثيري خود را به كمتر و كمتر مي‌كنند تا برسد به مرز امواج فيزيكي».
‌‌‌كاردك مي‌پرسد: «آيا درست است كه بگويم روح به واسطه متراكم ساختن امواج، كالبد اثيري خود را ظاهر مي‌كند؟» روح جواب مي‌دهد كه نه، متراكم ساختن كالبد اثيري درست نيست بلكه حالت سيالي امواج كالبدش را به تدريج كمتر مي‌كند تا نزديك به امواج فيزيكي بشود. براي كاهش سياليت امواجش بايد نيروي حياتي مديوم را جذب كند، تنها در آن وقت است كه كالبد اثيري او براي مديوم و ديگران قابل رويت مي‌شود.

نظريه شكاكان به وجود ارواح
‌‌‌با وجود شواهد بسيار، برخي در تجسد ارواح ترديد مي‌كنند و فرضيه‌هاي ديگري غير از تجسد براي اشكال رويت شده ارائه مي‌دهند، در يك نظريه آمده است كه تظاهر ارواح، تصوري بيش نیست. به اين معني كه مديوم بعد از به خواب رفتن، به گونه‌اي تصور خيالي خود را در حاضرين منتقل مي­كند. او با استفاده از انتظار طولاني حاضرين در جلسه و آمادگي آنها براي تلقين پذيري، تصورات خويش را القا مي­كند.
‌‌‌محققين در پاسخ به اين فرضيه بيان كرده‌اند كه وقتي روح شكل مرئي مستقلي از خود ظاهر و نمودار كرد و آثاري از خود به جاي گذاشت، معلوم مي‌شود كه تصور نبوده زيرا تصوير داراي استقلال و موجوديتي نيست كه بتواند منشاء آثاري شود.
‌‌‌نظريه‌اي ديگر اين‌طور بيان شده است كه پيدايش اين پديده‌ها كاملاً مربوط به خروج كالبد اختري مديوم و تغيير شكلي است كه به خود مي‌دهد. يعني مديوم فكر حضار را گرفته و به كالبد اختري خود، شكل و چهره يك يا چند نفر مرده را مي‌دهد.
‌‌‌جواب روح‌شناسان به اين فرضيه چنين است كه گاه اتفاق افتاده كه روح متجسد به يك زباني صحبت كرده و يا نوشته كه مديوم و حضار هيچ‌كدام آشنا به آن خط و زبان نبوده‌اند. در مواقعي نيز سه يا چهار روح تجسد يافته‌اند كه در زمان واحد به زبان‌هاي مختلف مكالمه كرده و يا هر كدام كاري جداگانه انجام داده‌اند. مثلاً كنسرتي داده و هر كدام با آلات موسيقي مخصوصي ‌نواخته اند.
‌‌‌علاوه بر جواب‌هاي فوق، گاه در پديده تجسد ارواح نشانه‌هايي وجود دارد كه با مشاهده آنها، ديگر نمي­توان آن پديده را به دخالت تصور و خيال مربوط دانست. اين نشانه­ها عبارتند از:
1- در صورتي كه روح متجسد براي بيننده آشنا باشد و در عين حال با علائم مخصوص ظاهر شود كه بيننده در زمان حيات او از آن بي‌خبر و او را با علائم نديده باشد از قبيل جراحت، زخم، لباس مخصوص و ... كه پس از تحقيق صحت آن علائم معلوم شود.
2- در صورتي كه روح متجسد اطلاعاتي بدهد كه در نزد حضار مجهول و صحت آن پس از جستجو معلوم گردد.
3- در صورتي كه چندين نفر با هم شبحي را كه به صورت مادي ظاهر مي‌شود، مشاهده كنند.
4- در صورتي كه علاوه بر اشخاص حاضر در جلسه، حيواناتي هم كه در آنجا هستند. شبح را ديده باشند و اين از واكنش­هايشان معلوم شود.


مؤخره:
‌‌در تاريخ روح‌شناسي براساس نشانه­هاي ويژه تجسد، نمونه­هاي زيادي از پديده تجسد ارواح وجود دارد، نمونه­هايي كه تحت شرايط خاص و سخت آزمايشگاهي انجام شده‌اند. حتي گاهي براي اين‌كه امكان تقلب را از مديوم يا ديگران سلب كنند، مديوم و حاضرين را كاملاً بازرسي كرده، به مديوم لباس يكپارچه پوشانده‌اند، دست و پا و دهانش را بسته و او را روي صندلي با فاصله از حضار نشانده­اند، در حاليكه او به صندلي نيز بسته شده بود و البته تدابير ديگري نيز كه جاي هيچ شك و ترديدي در نتيجه جلسه باقي نگذارد، بكار بسته­اند.

در نهايت روح شناسان كه بسياري از آنها از ميان دانشمندان مشهور علوم ديگر هستند به اين نتيجه رسيدند كه:

1- روح قادر است به ميل خود تجسد يابد.
2- روح قادر است اعمال مادي انجام دهد.
3- روح قادر است تحت شرايط خاص تمامي اعمالي كه انسان‌ها به آن قادرند و حتي فراتر از آنها را انجام دهد.

آيا براساس اين تحقيقات مي‌توان اين‌طور نتيجه‌گيري كرد كه در حقيقت ارواح نمرده­اند بلكه تنها از شكلي به شكل ديگري از حيات انتقال يافته‌اند؟
|+| نوشته شده توسط ارشک در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 15:50 |
 سوال از انسان جواب از ارواح

آیا هر فردی می تواند پرواز جسم انجام دهد ؟
پاسخ: ((اگر مدیوم بسیار قوی باشد می تواند و اگر فردی که خود را برای چنین کاری آماده ساخته است ، چشمهایش را باز کند و خود را در بالای زمین ببیند ، نباید وحشت کند . زیرا وحشت و ترس موجب می شود که فرد از همان محل به زمین بیفتد . )) 

آیا نیروی جاذبه در ارتباطات ارواح با زمینی ها تأثیری دارد ؟
پاسخ: ((بله ، این نیروها و نیروهای دیگر به نسبت درجه ی مادی بودنشان اثر می گذارند . در کرات دیگر که از شما پیشرفته ترند و این قبیل نیروها در آنجا قدرت کمتری دارند ، امکان ارتباط ارواح راحت تر است .
داخل شدن در جاذبه ی زمین برای ارواح متعالی عذاب آور است ، چون بمحض داخل شدن و ورود ، حالت مادی شدن به آنان دست می دهد . ( که البته به علت لطیف بودن بیش از حد این نوع ارواح است))

پیام
(( خدا را بشناس نه از راه علم ؛ خدا را بشناس نه از راه عشق ؛ خدا را بشناس از راه علم و عشق . ))
(( ارواح متعالی ))

پیام
(( دنیا محل آزمایش است و امتحان . انسانی سعادتمند است که بتواند نمره ی 20 بگیرد))
(( ارواح متعالی ))

- لحظه ی احتضار چیست ؟
پاسخ: ((لحظه ی احتضار دقیقاً لحظه ی خروج روح از بدن است . لحظه ای که همه از خوشحالی اینکه از قید این بدن مادی خارج می شوند در شعفند ، اما شما انسانها که هنوز که هنوز در قید این بدن مادی هستید خیال می کنید لحظه ی احتضار سخت و جانکاه است . شاید برای هر روحی بهترین خاطره ی زمینی اش لحظه ی خروج روح یا احتضار باشد . ))

 در لحظه ی احتضار چه کسانی به سراغ انسان می آیند ؟
پاسخ: ((بستگی به نیت فرد دارد . پس از احتضار که دلپذیر است ، ارواحی که به مرگ شخص کمک کرده اند ، اقوام و بستگان ، دوستان و آشنایان ، حتی روحهایی که در زندگیهای روحی گذشته با ایشان داشته است ، می آیند . ) 

آیا لحظه ی احتضار در مورد همه ی انسانها یکسان است ؟
پاسخ: ((این لحظه شیرین است ، البته به درک هر کس بستگی دارد . برای کسی که به مادیات علاقه دارد ، به این علت که می خواهد اموالش را بگذارد و دل کندن از آنها میسر نیست ، سخت می باشد . این بسته به نیت انسانهاست ، وگرنه خداوند به سبب عدالتش تمام لحظات را برای تمام افراد یکسان رقم زده است . فکر و علاقه ی هر فرد است که زشتی و زیبایی را می سازد . )) 

آیا نژاد ، مذهب ، علم و دانش و نگرش فکری هر انسان در لحظه ی خروج روح از بدن تأثیری دارد ؟
پاسخ: ((به هیچ وجه در لحظه ی خروج خیر ، اما پس از خروج بله . )) 

چه کارهایی باعث آسان شدن لحظه ی احتضار می گردد ؟
پاسخ: ((1- آگاهی در مورد این لحظه ؛ زیرا کسانی هستند که در این زمینه آگاهی ندارند . و یکی از دلایل تمایل ما به ترویج مسائل روحی این است که افراد با آگاهی به جهان خلقت بیایند . در این صورت مثلاً شخصی که در اثر تصادف در یک لحظه از بدن مادی اش خارج می شود ، با دیدن اطراف و ارواح ، زودتر به حقیقت پی می برد .
2- یکی دیگر اعتقاد به خداوند است : که هر چه محکمتر و با ایمان تر باشی ، به علت اینکه می دانی پس از مرگ به خداوند نزدیکتر می شوی ، لحظه ی احتضار را راحت تر می گذرانی .
3- نیت پاک : وقتی که شخص خود می داند که در دنیا کارهای ثواب و نیک انجام داده ، زودتر می خواهد منتقل شود تا بتواند جواب خوبی هایش را بگیرد . ))

- آیا زمان مرگ هر کس و نحوه ی مرگ او از قبل رقم خورده است و آیا می شود در زمان مرگ تغییر صورت گیرد ؟
پاسخ: ((زمان مرگ و نوع مرگ هر کسی تعیین شده و تغییر ناپذیر است ، مگر در موارد خاص که با اجازه ی حق صورت می پذیرد . ))

 لحظه ی احتضار چه مدت طول می کشد ؟
پاسخ: ((بسیار کوتاه ، درست مثل بالا رفتن از یک پله در یک لحظه است . ))

نیروی تله پاتی چیست ؟ و در میان انسانها چگونه عمل می کند ؟
پاسخ: ((به قدرت تبادل افکار اشخاص با هم ، تله پاتی گفته می شود .

منبع تولید نیروی تله پاتی چیست ؟ و تأثیر ارواح در ایجاد آن چگونه است ؟
پاسخ: ((همان طور که گفته شد ، منبع آن در مغز انسان ، یعنی بخشی است که کار نمی کند و در اختیار فرد نیست و یک بخش آن در اختیار ارواح می باشد . روح نگهبان یا روحی که مایل است کمک کند ، آن قسمت مغز را که راکد می باشد ( البته بخش بسیار کوچکی را ) ، وادار به فعالیت می کند . البته با اجازه ی نیروی حق و بدین گونه تله پاتی صورت می گرد. ))

آیا انسانها خود می توانند نیروی تله پاتی را در خویش تقویت نمایند ؟
پاسخ: ((بله می توانند . به این صورت که در یک روز معین ساعتها به یک نقطه ی سفید در یک صفحه ی سیاه نگاه کنند و سپس افرادی را که زنگ می زنند شناسایی کنند ، قبل از آنکه بفهمند چه کسی پشت در است و به مین صورت می توانید با دیگران نیز تله پاتی داشته باشید . ))

 حافظه چیست و چگونه می شود آن را تقویت کرد ؟
پاسخ: ((مغز انسان طوری خلق شده که می توان از آن استفاده های بسیار زیادی کرد ، مثل همه ی مخلوقات و آفریده های خداوند تعالی . حافظه باید باشد ، زیرا شما در این زندگی هر چه می کنید و همه ی خاطرات و کارهای نیک و بدتان را در حافظه ضبط می کنید . بمحض ورود به دنیای دیگر ( مرگ ) این قدرت ( حافظه ) شروع به کار می کند و زندگی شما مثل یک نوار فیلم می گذرد و شما همه ی اعمال خود را چه نیک و چه بد ، می بینید و اینجاست که می فهمید شما در این زندگی و در این آزمایش موفق شده اید یا خیر و همانجاست که باید بابت اشتباهایتان متنبه شوید و اغلب ارواح از همان لحظه میخواهند برگردند تا آزمونهایشان را به پایان ببرند و کاملتر شوند . تقویت این نیرو در دست شما نیست . زیرا این نیرو در حد شما به داده شده است و این اراده ی حق بوده است . ))

آیا رسیدن به نوعی خداشناسی در یک زندگی ، در دوره ی بعدی زندگی تأثیری دارد ؟
پاسخ: ((شخصی که در یک مرحله ی زندگی به خداشناسی می رسد ، آن خداشناسی را به مراحل بعدی می برد چون رشد و پیشرفت می کند نه تنزل . بنابراین امیدوار باشید که امید یکی از موهبتهای حضرت حق است . ))

 ذکر گفتن چه فایده دارد ؟
پاسخ: ((ذکر ، یاد خدا را همواره در دل بیدار می کند و دور بدن شما را مثل هاله ی نوری فرا می گیرد که باعث دور شدن ارواح شرور می شود . یاد خدا و ذکر گفتن همیشه با تمرکز همراه است . ))

 نیروی مانیه تیزم چیست ؟
پاسخ: ((این نیرو از ارتعاشات خاص بدن هر فرد سرچشمه می گیرد . نیروی مانیه تیزم در همه ی افراد وجود دارد . البته با درصد زیاد و یا کم . قدرت مانیه تیزم بدن تقریباً روشن کننده ی موتور بقیه ی نیروهای بدن است . ))

 مرکز تولید نیروی مانیه تیزم بدن انسان کجاست ؟
پاسخ: ((منبع اصلی نیروی مانیه تیزم بدن در مغز است ، ولی نسبت به درجه ی آن می تواند در قسمتهای دیگر بدن ، مثلاً جناق سینه نیز باشد . منظور از (( نسبت به درجه ی آن )) رشد و کمال و پیشرفت یا تنزل آن است . ))

 چگونه می شود نیروی مانیه تیزم را تقویت کرد ؟
پاسخ: ((تقویت این نیرو می تواند برای انسان خطراتی داشته باشد . این نیرو وقتی از مغز تراوش می کند با نیروهای دیگر مغز مخلوط می شود و گاهی برای بدن فیزیکی شما زیان آور است . از جمله آنکه اگر زیاد از آن استفاده شود ، موجب کمر درد ، معده درد و کلیه درد و پا درد می شود و در بعضی مواقع نیز سبب سر درد می گردد . )) 

آیا ارواح در تولید نیروی مانیه تیزم دخالت دارند ؟
پاسخ: ((خیر . ))

چگونه می شود با نگاه کردن به اجسام باعث حرکت آنها شد ؟
پاسخ: ((با افزایش قدرت نیروی مانیه تیزم و همچنین باز کردن چاکرای پنجم . ))

 آیا ارواح در موقع استفاده از نیروی درون انسانها جهت جابجایی اجسام با نگاه یا اشاره ی دست از دور دخالت دارند ؟

پاسخ: ((البته می توانند ، ولی باید برای این کار از مدیوم فیزیکی استفاده کنند . ولی در قدرت مانیه تیزم این طور نیست ؛ ارواح هیچ دخالتی ندارند . ))

 آیا مطالعه و تحقیق هم یک نوع محبت به خداوند است ؟
پاسخ: ((بله ، چون شما با مطالعه ، به خواست خود می خواهید در پی کشف حقایق بر آیید . فقط وقتی به جهان خلقت آمدید ، می فهمید کاری که شروع کرده اید ، چیست . این پیام که دعای همه ی ارواح متعالی برای شما باد  که هر لحظه نور حق در دلتان جای گیرد و قلبهایتان از عشق به حق لبالب و جسم و وجودتان از ارتعاشات محبت فراگیر باشد . ))

 گناه چیست ؟
پاسخ: ((آنچه در آن خلوص نباشد و به ریا آغشته باشد گناه است . ))

 از نظر شما مومن چه کسی است ؟
پاسخ: ((مومن بودن ، به پاک بودن درون است . ))

 آیا می توان برای راهنمایی کردن دیگران اقدام کرد ؟
پاسخ: ((همه نمی توانند همه چیز را ببینند . عده ای در برابر بعضی مسائل کر و کور هستند . شما مسئوول نیستید . خواست حق ، البته هر وقت که صلاح باشد ، روشن شدن آنان است . ))

 آیا می شود انسان برترین موجودات خداوند را ببیند ؟
پاسخ: ((انسان خود برترین موجود است . ))

 آیا قرآن که در بیش از چهارده قرن پیش از طرف حق نازل شده برای زمان حال نیز کافی است ؟
پاسخ: ((آن چیزی که قلب شما به دنبال آن است و می دانید که از آن به حق می رسید ، بسیار مفید است . چه مربوط به گذشته باشد و چه مربوط به حال باشد . ))

 کاملترین کتاب ارسال شده ی خداوند چیست ؟
پاسخ: ((کتاب قرآن ، به شرط آنکه آن را درک کنید . ))

 آیا بهشت و جهنم وجود دارد ؟
پاسخ: ((در اصل جهنمی وجود ندارد و آن همان عالم برزخ و دوزخ است که عالم برزخ و دوزخ با هم هفت جهنم را به وجود می آورند . بهشت که یکی از بهترین مکانهایی است که حق آن را آفریده است : از طبقه ی سوم به بعد است که بهشت نامیده می شود و بهشت نیز چند طبقه دارد که می توان آن را به پنج دسته یا پنج طبقه تقسیم نمود که به ترتیب روحهای تکامل یافته در آنجا هستند . ))

آیا در کرات دیگر موجوداتی شبیه انسان وجود دارند ؟
پاسخ: ((موجوداتی مانند انسان با این همه قدرت و نیروهای عظیم خیر ؛ اما موجوداتی شبیه به انسانها هستند . با این تفاوت که هنوز خدا را درک نکرده اند ، چون قدرت آگاهی آنان کم است . ))

آیا آنچه ما در جهان مادی می بینیم قبلاً اتفاق افتاده است ؟
پاسخ: ((بله ، اینها همه انعکاس نورهایی است که قبلاً ضبط و ثبت گشته است و شما الان انعکاس آن نورها هستید . برای همین است که گاهی حس می کنید که صحنه یا گفته ای را قبلاً شنیده اید . ))

 آیا خداوند پیامهایی که از طریق بندگانش می دهد مخصوص همان زمان است و یا مربوط به زمانهای بعد هم می شود ؟
پاسخ: ((خداوند متعال پیامها و گفته های خود را از طریق پیامبران ، رسولان و فرستادگان خویش عرضه می دارد .
هر پیامی بستگی به موضوع آن دارد . یک پیامی ممکن است برای زمان خاصی گفته شود ، اما پیامهای کلی مانند :
( شما همه از سوی او هستید و به سوی او باز می گردید )
که حق فرموده ، مخصوص یک زمان و یک مکان خاص نبوده و عمومیت دارد .

- ارواح چگونه می بینند ؟
پاسخ: ((دیدن ارواح از سه طریق میسر می باشد : 1- هاله های افراد 2- انرژیهای روح افراد
3- کدهایی که برای آنها در جهان خلقت تعیین شده است ، آنان می توانند با یکی کردن ارتعاش انرژیهای خود و فرد او را در مدت زمان کوتاهی ببینند . ))

 چرا افراد در هنگام برون فکنی ، هیپنوتیزم ، سفرهای روحی و خواب ، انسانها و ارواح را کامل ( نه به صورت امواج ) می بینند ؟

پاسخ: ((چون هنوز ارتباط ایشان با جهان مادی و تن خویش قطع نشده است . ))

 روح نوزادی که سقط می شود چه حالتی پیدا می کند ؟
پاسخ: روح جنین تا هنگامی که به آن سنی نرسیده که باید می مرده است نمی تواند جسم دیگری انتخاب کند و آن روح باید در جهان خلقت باقی بماند و از نظر روحی می تواند خود را به تکامل برساند .

ارواح ، حیوانات و گیاهان و اجسام را چگونه می بینند ؟
پاسخ: ((اجسام کاملاً واضح نیستند ، به صورت امواج دیده می شوند . گیاهان را به صورت هاله هایی می بینیم که از روی آن هاله ها تشخیص شان می دهیم . حیوانات را همانند انسانها به صورت سایه می بینیم . )) 

همزاد چیست و وظیفه ی آن کدام است ؟
پاسخ: ((همزاد همان عقل و ذهن است که روح فرد را راهنمایی می کند و او را ارشاد می نماید . شاید گاهی اتفاق افتاده باشد که گویی کسی شما را از راهی که می خواهید بروید باز می دارد و این همان همزاد است که در بدن خودتان است . ))

 در بعضی کتب در مورد تسخیر همزاد صحبت شده است . آن روحی که شبیه خود فرد تجسیم پیدا می کند چیست ؟
پاسخ: ((آن همزاد نیست . آن روح اصلی است که شبیه به همان روح تجسد یافته در می آید . یعنی روح اصلی که ما نیمه ها از آن به دنیا آمده ایم . ))

 چرا روح اصلی ما درجهان خلقت می ماند و نیمه های آن به جهان مادی می آیند ؟
پاسخ: ((برای اینکه هر روحی باید تکامل یابد و برای این تکامل باید نیمه هایی جدا شوند و بدین جهت که این نیمه ها بدانند روح اصلی آنها چیست و کجاست تا به او بپیوندند . بنابراین همیشه روح اصلی در جهان خلقت و نیمه ها در جهان مادی هستند . ))

|+| نوشته شده توسط ارشک در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 22:8 |
 
 
سلام دوستاي عزيزم .

اميدوارم با خوندن اين وبلاگ در صورتي كه

 به جهان ماورا اعتقاد و علاقه را داريد

بهترين استفاده را ببريد.

در اين وبلاگ ميخوام واستون روشهاي مديوم شدن .

ارتباط با عالم ماورا و همچنين براي جالب شدن موضوع

و رفع خستگي مواردي كه در اين خصوص براي خودم

يا اطرافيانم  اتفاق افتاده 

 براي شما دوست عزيز بنويسم.

در ضمن در صورت بروز هر گونه مشكل مديريت سايت

هيچگونه مسئوليتي را عهده دار نميباشد .

|+| نوشته شده توسط ارشک در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 2:21 |

asadiweb.com-asadiweb.info-blognaz.com